کتاب شهری بر لبه آسمان تالیف الیف شافاک ترجمه رضا اسکندری آذر

  • 59,000 تومان


کتاب شهری بر لبه آسمان تالیف الیف شافاک ترجمه رضا اسکندری آذر

الیف شافاک، نویسنده مشهور و جسور ترک، این روزها نامی آشنا برای مخاطبان ادبیات در سراسر دنیا است. کارهای او به زبان های مختلف ترجمه می شوند و در صدر پرفروش های بازار کتاب در اروپا و آمریکا و دیگر نقاط جهان قرار دارند. از جمله، کتاب های ملت عشق و سه دختر حوا از او در ایران هم با استقبال شگفت انگیزی مواجه شده است.

رمان شهری بر لبۀ آسمان بازه ای حدوداً صد ساله از دوران امپراطوری عثمانی را در بر می گیرد. در قرن شانزدهم میلادی پسری به نام جهان به استانبول قدم می گذارد. او در دربار عثمانی شغلی به عهده گرفته است و دیری نمی گذرد که به مهربانو، دختر سلطان، دل می بندد.

شهری بر لبه آسمان (با نام ترکی من و استادم) داستانی به یادماندنی از عشق، آزادی و خلاقیت است و خواننده را به سفری اسرارآمیز در قلمروی ناشناخته های معماری، عرفان و اندرونی دربار عثمانی می برد.

اسلامبول، 27 شعبان 982 هجری قمری

پاسی از نیمه شب گذشته بود که صدای خرناس بلندی از اعماق ظلمات شنید. بلافاصله، صاحب صدا را شناخت. صدای بزرگ ترین گربه سان قصر سلطان بود: یک ببر مازندران با چشمان کهربایی و خز طلایی. حین آنکه مانده بود حیران که چه چیزی – یا چه کسی – آرامش حیوان را بر هم زده، قلبش یک ضربان جا انداخت. در آن ساعت دیروقت، همه باید در خواب ناز می بودند: انسان ها، حیوان ها، جن ها. در شهر هفت تپه، غیر از نگهبان های شبگرد که سر کشیک بودند، فقط دو گروه ممکن بود بیدار باشند: آن هایی که در حال دعا بودند و آن هایی که در حال گناه بودند.

«جهان» هم بیدار بود، و در حال کار.

استادش اغلب اوقات می گفت:«کار برای امثال ما، مثل دعا کردن می مونه. این روش ماست برای برقراری ارتباط با خداوند.»

جهان جوانتر که بود، یک بار از او پرسیده بود:«پس، خدا چطور به ما جواب می ده؟»

«خب معلومه. با دادن کار بیشتر به ما.»

جهان با خودش فکر کرد اگر قرار باشد این حرف را باور داشته باشد، پس حتماً رابطه خیلی نزدیکی با قادر مطلق برقرار کرده، چون دو برابر دیگران تلاش می کرد تا عوضِ یکی، دو پیشه را با هم به انجام رساند. او هم فیلبان بود و هم نقشه کش.

اگرچه دو پیشه را دنبال می کرد، فقط یک استاد داشت که تحسینش می کرد، تکریمش می کرد و در خفا، آرزو داشت از او بهتر شود. استادش سینان بود، استاد معمار دربار.

سینان صدها کارآموز، هزاران کارگر و بیش از این تعداد، هوادار و سرسپرده داشت. با تمام این ها، فقط چهار شاگرد داشت. جهان این افتخار را داشت که جزء آن ها باشد. هم مفتخر بود، و هم از درون، گیج و سرگشته. استاد، جهان را – یک خدمتکار ساده، یک فیلبان از طبقه پست – انتخاب کرده بود، در حالی که در مکتب خانۀ قصر، تعداد زیادی کارآموز مستعد داشت.

دانستن این موضوع، عوض آنکه عزت نفسش را افزایش دهد، وجودش را از ترس پر می کرد. این افکار تقریباٌ بی اختیار در ذهنش پرسه می زدند که مبادا تنها کسی را که در تمام عمر به او باور داشته از خود نومید کند.

شما می توانید این کتاب را هم اکنون از فروشگاه کتابیار سفارش دهید.

برای مشاهده سایر کتاب های رمان و داستان اینجا کلیک کنید.

کتاب شهری بر لبه آسمان تالیف الیف شافاک ترجمه رضا اسکندری آذر

مشخصات کتاب
موضوع رمان خارجی
ناشر نون
مولف الیف شافاک
مترجم رضا اسکندری آذر
نوبت چاپ اول
سال چاپ 1398
تعداد صفحات 9786226652117
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
شابک 464

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

کتاب های مرتبط